X
تبلیغات
زولا

























آسمون فیروزه‌ای زندگی من

خیر و صلاحم را درپرتو زرین و شکوهمند رفعت می بینم. اکنون گندمزارهای طلایی الهی رو به رویم قرار دارد و مرا به خود می خواند.

همه آن هیاهو و کار و شلوغی و برنامه ریزی دیشب به پایان رسید و میهمانی به خوبی و خوشی برگزار شد و خاطره ای شد خوش و به یاد ماندنی برای همه مان.

هر چند به علت برنامه کاری و درسی فشرده همسر، خریدهای ریز و درشت و تدارک میهمانی بر عهده خودم بود، اکنون شادی و رضایت قلبی انرژی مضاعفی به من بخشیده است.

دعا می کنم حال و روزتان خوش و سرتان همیشه به میهمانی شادی گرم باشد.





پی نوشت: در اولین فرصت که تاندونهای دستم اجازه دهند، مفصل می نویسم و نظرات پرمهرتان را تایید می کنم.

نوشته شده در یکشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1394ساعت | 12:16 ق.ظ توسط آفرین | نظرات (6)