X
تبلیغات
زولا

























آسمون فیروزه‌ای زندگی من

خیر و صلاحم را درپرتو زرین و شکوهمند رفعت می بینم. اکنون گندمزارهای طلایی الهی رو به رویم قرار دارد و مرا به خود می خواند.

تا همین چند وقت پیش یکی از افتخاراتم این بود که در خانه ی ما شکستنی ها را دیگران می شکنند نه مادرخانواده!

حالا اما اوضاع خیلی فرق کرده و البته سوال بزرگی برای من به وجود آمده است.

در یک ماهه اخیر سه بار میهمان داشته ایم و هر بار ظرفی شکسته لست.

بار اول 12 مرداد روز تولد دخترم:

ظرف می شستم و یک لیوان از بالای آبچکان افتاد و شکست.

ساعتی بعد جامی از روی کانتر آشپزخانه افتاد و شکست.

شب هنگام دست یکی از میهمانان به جامی خورد و از بالای میز افتاد و شکست.

بار دوم 3 شهریور:

خواهر همسر و خانواده اش میهمان بودند و درب قابلمه پیرکس از روی کانتر آشپز خانه افتاد و شکست.

البته همان روز همسر از بالای چهارپایه افتاد و  شکر خدا سالم ماند.

بار سوم 10 شهریور:

دیروز داشتم یک نیم لیوان را می شستم. همان طور که دستم را داخلش می چرخاندم، تکه ای از آن جدا شد و اتفاقا دستم را هم برید.

امروز هم یک استکان دیگر شکست..

.

.

.

و اما سوال بزرگ: چرا این بشکن بشکن راه افتاده و مهم تر آن که چرا وقتی میهمان داریم، این اتفاق می افتد؟




بعدا نوشت: شیشه در انباری هم دیروز شکست.








نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1394ساعت | 12:14 ب.ظ توسط آفرین | نظرات (9)