دیروز با دخترم تمام ظروف داخل کابینت ها را درآوردیم و من شستم و او خشک کرد و بعد دوباره چیدیم.
مانده بود یخچال اما حال همسرم خیلی بد بود. سر شب سه ساعتی دکتر بردن و گرفتن دارو و تزریق آمپولهایش طول کشید که باقی مانده انرژی مرا هم گرفت و نتوانستم هیچ کاری بکنم و بقیه کارها موکول شدبه امروز.
یامم رفت بگویم، همان دیشب رادیو اعلام کرد که امروز را تعطیلیم.
این خوشحالی دیری نپایید چرا که از نیمه های شب، گوش چپم درد گرفته بود و امروز صبح هم به دکتر رفتن گذشت و بعد از تزریق آمپول و خوردن داروها، فقط توانستم قفسه های یخچال را بشویم و گیج شدم و خوابیدم.
حالا تازه بیدار شده ام و می خواهم آشپزخانه را تمام کنم.
خدایا مصلحتت را شکر!
منی که این قدر ملاحظه کارم که به شاگردانم تکلیف کمی دادم تا مادرانشان بتوانند با فراغ بال، خانه تکانی کنند، مزدم این بود که درگیر بیماری شوم و خودم نتوانم کارهایم را انجام دهم؟
خدایا مصلحتت را سپاس!
سلام و خداقوت عزیزم.
انشاالله زودی حالت خوب میشه عزیزم . واین چیزاباعث میشن که قدرخودمونو وسلامتیمونوبیشتربدونیم .
خدا بد نده آفرین.الان چطوری؟همسرت چطوره؟
بهتریم. امیدوارم زود خوب شیم.
ممنون از لطفتون!
امیدوارم زودتر سلامت شوید.به داروههای گیاهی اعتقاد دارید؟
برای خانه تکانی خداقوت وشاد باشی
بله! آویشن دم کردم. سوپ هم درست کردم و صدالبته شلغم و شیر و آبمیوه هم استفاده کرده! ولی ویروس کار خودش رو می کنه.
عزیزم خدا بد نده
الان بهتر هستن ؟
خدا رو شکر بهتره! خودم خیلی می ترسم امشب دوباره گوشم درد بگیره
ان شاالله زودی خوب بشین.
ان شاءالله!
سلام آفرین بانوی مهربان

خدا قوت
تورو خدا برای کار خونه اینقدر به خودت فشار نیار و زحت نده
نه! بیشتر نگرانیم ار سرفه های همسرمه!
سلام انشالله زودتر رفع کسالت بشه مدتی هست شما رو میخونم کل آرشیوتون رو خوندم من اون تم آبی رنگتون رو بیشتر دوست داشتم
وای معلم دختر من که ده روزه هر روز امتحان میگیره با این همه کار که دارم خسته شدم دیگه؛ خدا خیرتون بده که کم تکلیف دادین