دو سه هفته ایست به ریزها رسیده ام. ضرباتی که باید سریع نواخت و البته برای رسیدن به مطلوب مورد نظر، باید زیاد تمرین کنم.
دست هایم اما یاری نمی کنند. درد می گیرند. خیلی زیاد...
.
.
.
.
.
.
آن قدر مدیر فرهنگسرایی که کلاسم در آن برگزار می شود، با تدبیر است که بدون هماهنگی با مربی، هنرجو ثبت نام کرده است.
هفته پیش که به فرهنگسرا مراجعه کردم، ابتدا به اتاق مدیریت رفتم تا وجه کلاس را بپردازم. وقتی بیرون آمدم، در کلاسم بسته بود.
همیشه سر ساعت مقرر، مربی در را باز می کرد و هنرجو را به درون می خواند. حالا اگر یکی دو دقیقه ای دیرتر در را باز می کرد، از تاخیر پیش امده عذرخواهی می کرد( خانم با ملاحظه ای است.) لذا من به خود اجازه ندادم اساعه ادب کنم و احیانا وسط کلاس در بزنم و مزاحم شوم.
آن روز یک ربعی از کلاس گذشت اما کسی بیرون نیامد. نمی دانستم کسی درون کلاس هست یا خیر! از مدیر پرسیدم که کلاس تشکیل می شود؟
جواب داد: به گمانم مربی تان طبقه پایین باشند. چند دقیقه دیگر خواهند آمد.
آن روز در طبقه پایین آزمون داستان نویسی هم برگزار می شد و من که می دانستم مربی خودش در کلاس های داستان نویسی شرکت می کند، گمان کردم آزمون دارد و چند دقیقه ای دیگر هم منتظر ماندم اما خبری نشد.
می خواستم دوباره از مدیریت سوال کنم که ناگاه در باز شد و هنرجوی بسیار جوانی خارج شد و مربی مرا به درون خواند.
علت این که ساعت کلاس من به یک هنرجوی تازه وارد اختصاص داده شده است، را جویا شدم؟
مربی جواب داد که: از مدیریت سوال فرمایید که من در جریان نیستم.
کلاس که تمام شد، از مدیریت سوال کردم. جواب شنیدم که شرکت کننده ها زیاد هستند و در روند کلاس ها بی نظمی به وجود آمده است.
گفتم که تا حالا من دو ترم در همین ساعت آمده ام و حالا بدون هیچ اطلاعی نباید ساعت کلاس مرا به دیگری اختصاص می دادند.
مدیر گفت: حتما رسیدگی می کند و ساعت کلاس مرا تلفنی اطلاع خواهند داد.
یکی دو روز بعد مدیر زنگ زد و گفت که ساعت برگزاری کلاس شما چهارشنبه ها ساعت 19 خواهد بود. تشکر کرده و خداحافظی نمودم. غافل از آن که در یک ماه آینده، آن ساعت مقارن با لحظات نزدیک به افطار خواهد بود و طبیعتا برای من و مربی برگزاری کلاس دشوار خواهد بود.
فردای آن روز مربی زنگ زد و خبر داد که با توجه به نزدیک شدن ماه مبارک، آن ساعت زمان مناسبی برای شروع کلاس نیست و از طرفی با توجه به تعداد زیاد شرکت کننده ها، زمان دیگری برای برگزاری کلاس من در فرهنگسرا باقی نمی ماند و از من خواست در آموزشگاه دیگری که در آن تدریس می کند، ثبت نام کنم.
آن آموزشگاه کمی دورتر از فرهنگسرا و البته هزینه کلاس هایش کمی هم گرانتر است.
حالا نمی دانم روی مربی را زمین بیندازم و از حق خودم دفاع کنم و از مدیر بخواهم زمان مناسبی برای من در نظر بگیرد یا به خواهش مربی توجه کنم و حق خود را نادیده بگیرم که در این صورت، علاوه بر کمی دوری راه، باید هزینه بیشتری هم بپردازم.
عجب
بله!
حق گرفتنی است.
حق شما ضایع شده برای چی باید دوباره برای دوم هم کوتاه بیایین؟
درسته
خب حق با شماست که قدیمی تر هستین .این چه کاریه ؟
درست می فرمایید.
اول با فرهنگسرا باید صحبت کنی حق نداشتن چنین کاری را انجام بدهند بی انصاف شدن مردم
اگر درست شد که از مربی عذر خواهی می کنی اگر هم نشد که به مدیر فرهنگسرا بگو که ار اونحجا خواهی رفت تا بدونن که شاگرد خوبشون رو از دست دارن می دهند
رفتم و صحبت کردم و مدیر قبول کرد و ساعت کلاس خودمو بهم برگردوند.
کوتاه بیای برای دفعات بعد و آدمای دیگه تکرار می شه .... کوتاه نیا :)
امروز رفتم و موضوع رو به مدیر گفتم. اعتراف کرد که خیلی سرشون شلوغه اما برام همون ساعت خودمو خالی کرد.
خوب خدا رو شکر که درست شده و همن ساعت قبلی رو داری دیگه
به نظر من هم باید حقت رو میگرفتی عزیزم.
خب با توجه به کامنت بالا به خیر تموم شده ...با ارزوی موفقیت برای شما ...
ممنونم
من به جای شما بودم از حق خودم دفاع می کردم
جایتان خالی دفاع کردم حسابی
خوشحالم که صحبت کردی و ساعت خودت و حق خودتو پس گرفتی
ممنونم
سه شنبه هفته قبل برای کلاس شنای دخترم هم این مساله پیش آمده بود. اعتراض کردم. با مدیریت استخر هم بحثم شد که صد البته کوتاه آمد.
مسئله اینه که برای ترم تابستونی هنرجو زیاد ثبت نام کردند و چون کلاس های موسیقی خصوصیه، مکان کم آوردند. قرار شد کلاس من تو سالن اجتماعات برگزار شه
خب تلاشتو برای گرفتن کلاست بکن. اما اگه نشد هم وقفه ننداز وسطش پشتت باد میخوره آفرین جونم و ممکنه دیگه نری سراغش
کلاسمو پس گرفتم.
مگه جرات دارن نرم؟ همسرم اجازه نمیده!
وای من عاشق دف هستم
میخوام برم اما هی تنبلی میکنم
اسونه؟
اسون تر از اون که فکرشو بکنی. فقط تمرین میخواد و پشتکار!
گویا بنده دیر رسیدم و دفاع هم کرده ای آفرین جان و خوشحالم که همین کار رو انجام دادی عزیزم
ممنونم.
اصلا کوتاه نیایها! سفت وایسا بگو ساعت کلاس من کی شد؟!
این یعنی من همینجا هستم. فقط ساعتش رو بگید!
درست شد با همین روشی که شما می فرمایید.
منم کلاس دسر فرهنگسرا اشراق ثبت نام کردم 2 بار برگذار شد و یلدشون رفت که به من خبر بدهند امروز رفتم و پولمو پس گرفتند و البته دریغ از عذر خواهی
حق رو باید گرفت