پدرم را در خواب دیدم. در خانه آقابزرگم جمع شده بودیم...
خانه آقابزرگم خیلی زیباتر از قبل بود. مرمتش کرده بودند حسابی...
اما حوض و پاشویه و باغچه کوچکش هم چون گذشته بود.
نمی دانم چه مسئله مهمی بود که مردها ( و از آن جمله پدرم ) جلوی در حیاط ایستاده بودند و درباره آن گفتگو می کردند و ما خانم ها در حیاط.
خانم ها بیشتر مرا دلداری و امید می دادند...
می دانید در آن میان، من به فکر چه بودم؟
.
.
.
.
.
به فکر آن بودم که به همسرم وضعیت خانه اقابزرگم را اطلاع دهم تا دوربینم را بیاورد و عکس بگیرم و آن را در وبلاگم بگذارم.
وبلاگم و میهمانانش را خیلی دوست دارم اما نمی دانستم این خانه مجازی ساده و ماجراهایش، به لایه های ناپیدای ناخودآگاهم هم نفوذ می کند....
خانم اردیبهشتی عزیز: خیلی دوست دارم نظر شما را دراین باره بدانم.
پی نوشت1:پدر نازنینم! ...
پی نوشت 2: یک هفته پس از فوت بی بی جانم ، پستی نوشتم از خانه آقابزرگم و همه خاطرات زیبای کودکی. اما پرشین خیلی ناجوانمردانه بلعیدش و تمام احساسی را که صرف نوشتنش کرده بودم، به باد فنا داد....
شاید روزی دوباره در این باره نوشتم.
سلام دوست عزیز
با آموزش فعال کردن ابزارک نظرسنجی بروز هستیم.
موفق باشید
همیار بلاگ اسکای
عجیبه
منم بارها برام پیش اومده که وسط یک خواب عجیب و غریب به این فکر کردم که باید اینو برای بچه های وبلاگی تعریف کنم .
بچه های وبلاگی جزیی از زندگی واقعی ما هستند.
من بارها و بارها وبلاگ و حتی دوستای ندیده رو توی خوابم دیدم
از این دست موارد برای منم پیش اومده!
تشکر ازینکه به وبلاگم سر زدید.
خواهش می کنم. چند وقت بود آدرستونو گم کرده بودم.
خدا رحمت کنه بابا رو
!!!!!!!
دیگه تو خواب هم خواب وبلاگو خواننده ها رو می بینید
موفق باشی
ممنون!
بله دیگه!
آخی چه خوب که اینقدر پدرتون رو تو خواب می بینید !من اصلا مادرمو نمیبینم یعنی خیلی کم!
خیلی سخته که به خواب دیدنشون هم حسرتمون شده!
ان شاءالله به همین زودی به خواب ببینیدشون.
انشاله که خیره
حتما!
جالبه ،اکثرخوابها تعبیر میشوند اما ما آن لحظه نمی توانیم درک کنیم.من بارها شده اتفاقی افتاده بعد فهمیده ام فلان خواب به این ارتباط داشته وتعبیرش این اتفاق بوده.
من به خوابهام خیلی اعتقاددارم.
چقدر خوب که ما علاوه بر دنیای مجازی، وارد دنیای واقعی هم شد ایم.
اما من نگران موضوعی شدم که باعث شده بود مردها بیرون خانه در موردش حرف بزنن. خیر باشه آفرین جون.
خیره! ان شاءالله
خوش به حالت آفرین. چقدر پدرت رو به خواب می بینی. چه خوب. حتما خیلی ازت راضیه
خدا کند!
سلام
عزیزم روانکاوان معمولا میگند خانه در رویا نماد درون و وجود و شخصیت خود فرده. و افراد درون خواب نماد رابطه ای که باهاشون داری. این که این خونه این قدر زیبا بوده و زیباتر از قبلش احتمالا نشونه رشد و تعالی توست که درونت داره روز به روز زیباتر میشه و اون افراد هم با همه حالات نشانه روابطی که برات عزیزه و دوستشون داری ولی جزییات خواب را خودت باید تفسیر کنی. با حسی که بهت دست داده.
شاید فکر وبلاگ در خواب نشون بده چه قدر به این جنبه از زندگیت هم اهمیت میدی و دوست داری دیگران را در خوبی ها و زیبایی های زندگیت شریک کنی!
به به! چه تعبیر خوبی! ممنونم البته جو حاکم بر اون فضا انرژی خیلی خوبی بهم داد، مخصوصا این که پدرم هم خیلی خوب و خوشحال بودند.
خیره انشالله.
شما م مث منی از بس تو فکر وب وپست گذاشتنیم.
ان شاءالله!
سلام
توهم از کسایی بودی که از گوگل ریدر استفاده میکردن؟ چی ناراحتی که دیگه گوگل این سرویس رو ارائه نمیده؟
دوستی داری وبلاگ دوستانت رو بر اساس زمان بروز شدنشون بخونی؟
دوست داری یه لیست از دوستان داشته باشی که مجبور نباشی هربار بهشون سربزنی و تو یه صفحه همه ی پستهارو بخونی؟
دوست داری لینکدونی وبلاگت بر اساس زمان بروز شدن آخرین پست دوستانت مرتب باشه و دوستانی که به تازگی بروز شدن رو بالاتر از همه نشون بده؟
خب با فیدلاگ میتونی همه ی اینکارارو بکنی.
کافیه به وبلاگستان بیایی و عضو بشی. به همین راحتی. به همین آسونی
سلام.انشاالله که خیر باشه.
دیدی آدم وقتی از این خوابهای خوش بلند می شه چه حال خوبی داره؟تمام روز خوشحاله و شنگوله.
یه انرژی مضاعف به آدم میده!
ای وای افرین عزیزم ... چه خواب خوبی دیدی ...
عالی!
روحشون شاد باشه آفرین جان
فکر کنم این خوابها یک جور خیلی زیادی دلگرمیست ...
کاملا درست می فرمایید.
گاهی به عشق به خواب دیدنشون چشم بر هم میذارم.