دیروز از صبح در خانه مشغول بودم. قرار بود شب مادر و خواهر همسرم به خانه ما بیایند. ساعت 10 پسرم را برای ترم جدید کلاس زبان ثبت نام کردم . ساعت 12 به مدرسه رفتم. ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر با والدین جلسه داشتم. ساعت 6 خودم را به کلاس دف رساندم و جنازه ام ساعت 8 به خانه رسید.
امروز اما، وقتم مال خودم است. می خواهم با دخترم برای خرید کاموا به پاساژ پروانه بروم و بعد هم برای خرید کتابهای کمک درسی شاگردانم، سری به پاساژ مهتاب بزنم.
لذتی دارد وصف نشدنی! دخترم بزرگ شده و مثل یک خانم مرا در خریدهایم همراهی می کند. اتفاقا سلیقه خیلی خوبی هم دارد. حظ می برم از این روزهای دوتایی بیرون رفتن...
پی نوشت:
1- خدا را شکر می کنم بابت تعطیلی پنج شنبه!
2- مهمانهایم دیشب نیامدند. به گمانم دکتر رفتنشان طول کشیده و با جاری به خانه او رفته بودند.
سلام
میگم مگه آموزش و پرورش ممنوع نکرده استفاده از کتاب های کمک اموزشی در کلاس را؟! دیروز معلم پسرک ما که این جوری می گفت
خانم معلم من اگه می دونستم قراره جملات را تو وب بگذاری یک کم هنری تر می نوشتم
چرا! ولی تمرینات کتاب خودشون کمه و از طرفی خانواده ها بیشتر اصرار دارند. خب باید خودمون تمرین بدیم و و برای بچه ها کپی بگیریم که هزینه اش همون میشه. وگرنه برای ما زحمت تصحیحش می مونه و گردن دردی که به ارمغان میاره.
تصمیم نداشتم. یهو هوس کردم برای یادگاری نگهشون دارم.
این آخری واقعا خوش به حالت شدا!!
نه! خب خانواده برای پذیرایی کمک می کردند و البته اونها هم غریبه نبودند.
آفرین جان از رابطه خودت با دخترت بیشتر بنویس.دلم میخواد از تجربیات ارزشمندتون استفاده کنم.این دخترها که هر چی از مهربونیهاشون بگی کم گفتی.
من هم سلیقه دخترم رو خیلی قبول دارم.کپی برابر اصل با خودم هست!چند بار امتحانش کردم.دیدم خوبه قابل اعتماد برای نظردهی
حتما!
چه خوب!
سلام
نعمتیه داشتن دختر به این خوبی که انشاءالله قسمت همه شود
با تعطیلی پنجشنبه ها هم خیلی موافقم به جاست
فکر کنم خوب شد که نیومدن دیگه توانی براتون نمونده بود که بخواین مهمونداری کنید
به جاست. اما عوضش در طول هفته خیلی اذیت میشیم. من خودم کاملا موافق نیستم. چون هم از زنگ تفریح بچه ها و هم از زنگ کلاسشون کم شده تا بشه مدرسه ای مثل مدرسه ما رو که دو شیفت هست، یه روز تعطیل کرد. خب با این تفاصیل یه زنگ تفریح ده دقیقه ای با 300 دانش اموز، کفاف بازی و آب خوردت و دستشویی رفتن بچه ها رو نمیده و تا بچه ها میان کلاس یادشون میاد که آب نخوردند ودستشویی دارند و چاشت هم میخوان. زنگ کلاس هم که کم شده و معلم نمی تونه مدام اجازه بده به بچه ها! اصلا درست نیست اما تعطیلی پنج شنبه برای استراحت خیلی خوبه.
مگه قراره همه مهمونداری رو من بکنم . پس مردا و بچه ها چیکاره اند؟
لذت بخش ترین خریدهای دنیا همین خرید های مادر و دختری هستن. مخصوصا اگه هر دوتون آدمای خوش اخلاق و صبوری باشین کلی خاطره های خوب پیدا می کنین.
کاملا درست می فرمایید.
چه حس خوبی داشت این پست....
دلم دختر خواست
این که کاری نداره!
خدا برای هم حفظتان کند . واقعا لذت بخشه
ممنونم.
چه خوب! خدا برای هم نگهتون داره.
منم چند روزپیش با گل پسر رفتم پارچه و کاموا خریدم برای خانم کوچولو!
چه خوب! منم اتفاقا امروزکاموا خریدم برای پسرم پلور ببافم.
یه روز انقدر بزرگ میشه که می خواد ازدواج میکنه... و اون روزها هم لذت خاص به خودش رو خواهد داشت و البته غم:)
امیدوارم موفقیت و خوشبختی در انتظارش باشه همیشه و همیشه....
آمین
ممنونم از ارزوهای خوبتون!
حالتون رو درک می کنم این دوتایی بیرون رفتن ها رو منم خیلی دوست دارم...
عجب روز پرکاری!!! ای بابا مهموناتون هم که قالتون گذاشتن!
نه ! نشد بیان.
وای حسودیم شد که دختر ندارم
گل پسرا که ازدواج کنند ، خانوماشون میشن دختراتون!
عزیزم همیشه شاد باشی
ممنونم. شما هم شاد و سلامت باشید.
آره رابطه مادر و دختری خیلی با مادر و پسری فرق می کنه. مثل رابطه دو تا دوست هم جنس می مونه.
البته من پسر با احساسی دارم و روحیه مون بیشتر شبیه اونه تا دخترم.
ولی دختر داری خییلی خوبه.
چه خوب که تفاوت سنیت با دخترت به گونه ایه که میتونید ازنظراته هم تو خرید استفاده کنید.