میهمانهایم رفته اند. ظرفهای شسته ی چیده شده روی پارچه سفید چشمک می زنند و مرا به سوی خود می خوانند. شاید دلشان برای جایگاه همیشگیشان در داخل کابینت تنگ شده است.
سینی چای را روی میز می گذارم و روی مبل می نشینم و چای لیوانی را جرعه جرعه می نوشم. خستگی به تدریج تنم را ترک می کند و حس ناب رضایت، جایگزین آن می شود. به روزی که گذشت فکر می کنم.
به میهمانانم و غذایم که عالی شده بود.
مرغم را به روش دیگری پخته بودم. در کره تفتش داده و کمی پیاز سرخ شده و آب پرتقال و شاخه های دارچین و چند دانه آلوی تازه پوست شده، به آن اضافه کردم و اجازه دادم با همان آب پرتقال بپزد و در آخر هم زعفران دم کرده به آن افزودم.
برای دورچینش هویج و سیب زمینی خلال شده آماده کردم و برای رویش هم ریواس سرخ کردم.
نیمی از ته دیگ برنجم سیب زمینی بود و نیم دیگرش، ورقه های کدو حلوایی.
سفره ام رنگین بود و طعم خوراک ها عالی!
.
.
.
من این وجه زنانه ام را دوست دارم. برنامه ریزی برای میهمانی و پذیرایی دلچسب از میهمانانی که به خانه ام برکت می آورند. از آشپزی لذت می برم و با کمال میل بدان می پردازم.
تهیه ترشی و شوری و مربا های رنگارنگ، روحم را از حس رضایتمندی از خود، سرشار می کند.
من ذوق و سلیقه ام در مهمان داری را دوست دارم.
من خانه داری را دوست دارم.
من خودم را دوست دارم.
من از زن بودن خودم و داشتن ظرافت و سلیقه زنانه ام لذت می برم.
خوشحالم که خودم هستم.
خدایا! برای شادمانی، تندرستی، توانگری و عشق پایدارم سپاس می گذارم.
بابت این حس زیبایت بهت تبریک می گم آفرین عزیز...
ممنونم دوست خوبم.
آفرین جون
خیلی عزیزی
شما هم نور چشم مایید.
در همین حد میدونم که معلمی به وبم س ر بزن دوست دار بیشتر بشناسمت
از آشناییتون خوشوقتم.
منم این پستت و این روحیه تو دوست دارم!
ممنونم.
از بس با سلیقه و کدبانوئی

ممنون
به پای شما که نمی رسم.
خسته نباشید.
با اینکه صبح هست اما این توصیف های شما حسابی من رو تحریک کرد که از الان به فکر یک ناهار خیلی دل انگیز باشم.
آشپزی یکی از زیباترین کارهایی هست که در دنیا وجود داره. چون یک هنره. هنری که همیشه توش کلی نو آوری میتونه باشه و نیازمند طی کردن یک راه از پیش تعین شده نیست
دقت کردید مواد اولیه همه خونه ها یکیه اما مزه غذای هر خانمی با اون یکی فرق می کنه؟ دقیقا به خاطر همین تفاوت در شیوه پخته!
و چقدر این حس های زنانه خوشمزه اند
خوش به حال بچه هاتون
ممنونم.
دستی هم بر سرمن بکشید بانوی با سلیقه من فقط روزهای معدودی در ماه این حس را دارم خوش به حالتان.
اگه با دقت بنگرید و کندوکاو کنید لحظات بی شماری رو خواهید یافت که سرشار از حس رضابت از خود باشید.
زنده باشید
ممنونم از لطفتون و براتون بهترین ها رو آرزو می کنم.
خانه تان همیشه پر باد از میمانان یکدل
ممنونم.
بله عزیزم می تونه باشه فقط اگه دستور غذاست راجع به جزئیاتش بیشتر بنویس یک عکس از نهایت کارم داشته باشی دیگه عالیه
اما خلاصه نوشتنت و نوع نوشتنت ادبیاتت بسیار هم خوبه
حتما!
به به....نوش جونتون.خسته نباشی....سرکه بالزامیک خیللللللللی دوس دارم.ممنون از راهنماییت
خواهش می کنم.
زیبایی سفره و طعمهای بی نظیر غذاها به خاطر حس خوبی بوده که در وجودتان بود و شما فاداکارانه اون رو به غذاهاتون منتقل کردید.
شما خیلی لطف دارید.
آفرین یکی یکدونه خسته نباشی
ممنونم.
به نظر میاد مرغ خیلی خوشمزه شده باشه
منم دوست دارم وقتی میهمان میاد خونه ام به خوبی ازش پذیزایی کنم و غذاهای خوشمزه و جدید بپزم تا تکرارای
بهت تبریک میگم به خاطر روح زنانه ات
بله خوشمزه شده بود.
من به سیب مزینی و ریواسم کم زعفران دمکرده هم می زنم. زردی سیب زمینی و ریواس در کنا ررنگ نارجی کدو و هویج و قرمزی سالاد زمستانی به فره عطر و طعم پاییزی هم داده بود. حیف نمی شد عکس بگیرم.
دستت درد نکنه .
افرین من این وجه زنانه ام خیلی ضعیفه اصلا مربا وترشی بلد نیستم .
خدا نت رو از آدم نگیره. طرز تهیه همه چی هست. اتفاقا برای پرکردن وقت و سرگرمی هم خیلی خوبه.
من هم این جور کارها رو دوست دارم ... یه حس شیرینی تو این جور کارها هست...
بعضی وبلاگا رو آدم میخونه گرسنه میشه!!
آفرین بر آفرین خانوم...منم عکس میخوام همراه با دستور شور درست کردن!!ببخشید رک گفتم عزیزم
ممنونم. منظورتون شور کلمه یا سالاد زمستونی؟
چه لذت بخش است چشیدن این حس
سلام
مجموعه اتفاق روی پل بعد از تمام دردسرهایی که قبلا براتون توی همین صفحه نوشتم بالاخره رنگ زیر چاپ رفتن رو به خودش دید.
این هم از جلدش:
http://ghorban-bahary.persianblog.ir/
اگر قابل میدونید به منم رمز بدید. راستی من خیلی وقته شما رو در لینک وبلاگم گذاشتم. خوشحال میشم شما هم افتخار بدید من رو در لینک وبلاگتون بذارید
این حس قشنگو به ما هم انتقال دادی.
ای دلم میخواد ببینمتون.
سلام
همنکه از وضع موجود راضی هستید خدا را شکر. فقط کافیه رضایت در قلب و وجودمان رخنخ کنه . همه چیز خود یخود درست میشه . شاد باشی
سپاس گزارم.
سلام خواهر ارزشمندم
خوشبحال همسرتون که کدبانوی همه فن حریفی مثل شما رو در کنارش داره، مثل اینکه آشپزیتون حرف نداره
خانوم من هر وقت برنج درست میکنه (به قول ما مازندرانیها) کال از آب درمیاد، یعنی دلم واسه این برنج طارم بی زبون میسوزه
ممنونم.

آدم پشت سر خانومش از دستپختش ایراد نمیگیره!
ما هم یه وقتایی سوزوندیم یا کال از آب در آوردیم . بعد از این همه سال خانه داری اگه خوب نپزیم که به درد جرز لای دیوار می خوریم.
چه حس قشنگی
خوار جونی منی دیگه

منم ذوق کردم از اینهمه کدبانویی
لطف دارید

دلم اون خوراک مرغه رو خواست.
هر وقت تشریف آوردید مشهد. بفرمایید منزل براتون بپزم.
بعله ! ما هم ازون هنر دست خوشمزتون خوردیم و کلی هم کیف کردیم ... خوش به حالمون که دوستی به این خوبی داریم
نوش جونتون