اعتراف می کنم با این که بر خلاف خیلی از شماها آپارتمان نشینی را خیلی دوست دارم اما هر از چند گاهی خوابیدن زیر آسمان پرستاره مرا به وجد می آورد.
زندگی در حاشیه کویر فارغ از جبر اجباری تحمل گرمای طاقت فرسای تابستان های طولانی و کشدار، زیبایی های زیادی نیز دارد. و آسمان پرستاره شب یکی از هزاران است.
نه تنها روزها که شب ها هم احساس می کنی آسمان به زمین نزدیک تر است. پولک های نقره ای پیراهن شب چنان درخشانند که انگار می توانی دست دراز کنی و بچینیشان!
اصلا انگار خدا هم به تو نزدیک تر است. می پنداری دست هایش را باز کرده و تو را در آغوشش جای داده است و تو مثل کودکی که با خیال آسوده در آغوش مادرش لمیده، در آغوش خود خدا لم می دهی و حس تعلق خاطر و امنتیی ناب را تجربه می کنی و چه از این بهتر و گواراتر...
برگشته ام با حس ناب اطمینان و توکل...
نا گفته های زیادی دارم. بماند برای وقتی دیگر!
پی نوشت: عید خوبی بود و دیدارهای خوب تری که تازه گشت.
شکر خدا که خوش گذشته
اصلا کویر وشبش یه حال دیکه ای دارن اون مخمل کبود که کم کم سیاه میشه بعد نزدیک میشه هرقدر تیره میشه انگار پایین تر میاد میتونه دست بری ستاره بچینی.
لایک!

خدا رو شکر که خوش گذشته بهت عزیزم
جای شما سبز!
ممنونم.
خدا رو شکر که با حس به این خوبی برگشتین آفرین جون
ممنونم.
هر حس خوب بسته به نوع نگاه ما به وجود می آید.
تعریف شبهای کویر رو خیلی شنیدم ایشالا ما رو هم بطلبه و اینهمه زیبائی و عظمت و آرامش رو لمس کنیم همیشه شاد و سلامت باشی
حتما!
ممنونم از دعای خوبتون!
خدارو شکر که بهتون خوش گذشته .کویر فقط شبهای زیبایی داره
و روزهاش هم انگار خورشید به زمین نزدیک تره!
آپارتمان نشینی وقتی خوبه که اولا خونه سه خوابه و نورگیر باشه،ثانیا همسایه ها آدمهای آروم و فهیمی باشن در غیر اینصورت عذاب الیمه
دومی رو خوب اومدید!
سلام. وبلاگ خوبی دارید. ممنون از مطالب زیباتون. لطفا به وب منم سر بزنید و سرگذشت واقعی بخونید و نظرتون رو بگین. خوشحال میشم با شما تبادل لینک داشته باشم. اگر شما مایل بودین به من خبر بدین.
با تشکر
ghoncheziba.blogfa.com