پارسال مثل امشبی بیقرار بودم و نمی دانستم دل دیوانه ام را چه می شود که چنین بال بال می زند. خبر از روز بعد و آوار شدن فاجعه بر سرم را نداشتم...
فکرمی کردم بیقراری ام به خاطر نبود پدر است. رفتم پایین و ننه جیران را دعوت کردم...
ننه جیران آمد و ساعتی با هم گذراندیم اما درپایان شب پسرم گفت: مامان! امسال یلدا خوش نگذشت. گویا دل او هم در تلاطم بود...
امسال آرامم. غمگین اما آرام.
یک سال از وزیدن طوفان سخت و روزهای تاریک تر از ظلمات گذشته است و من تازه به آرامش رسیده ام.
دلم آرام است هر چند حسرتی عمیق در خود نهان دارد. اگر می دانستم آخرین یلدایی است که او را داریم، تا سپیده صبح با او حرف ها می گفتم و به چند دقیقه تماس تلفنی اکتفا نمی کردم. آه که از زمستان سرد و سیاه خبر نداشتم....
حال یک سال سخت گذشته است و او نیست که به خواهرش زنگ بزند و احوالش را بپرسد. دیگر حتی به خوابم هم نمی آید.
زندگی اما جریان دارد. دخترم میوه ها را شسته و در ظرف چیده و دارد چای دم می کند. تا دمی دیگر در کنار هم خواهیم بود.
اصلا لذت یلدا به دور هم بودن است. فقط نمی دانم در بهشت هم یلدا را پاس می دارند؟
در هر کجا و با هر که هستید یلدایتان مبارک. جمعتان خوش و دلتان خرم.
پی نوشت: بی قراری یلدای پارسال را یک بار دیگر نیز تجربه کرده بودم. از صبح روزی که پدرم سکته کرد و به کما رفت، اما برای دومین بار نمی دانستم بیقراری بر حادثه تلخ دیگری گواهی می دهد.
وااای از دل که همیشه ازپیش میدونه وبیتابه.....
وای!...
خدا رحمتشون کنه. وای خدا من هم از این بیقراریها می ترسم.
خدا هیچ وقت برات نیاره و همیشه تندرست و شاد باشی.
در بهشت یلداهایشان فرق می کند.برای خوبان مسلما" هر شب شب یلداست بر سر سفره پر از برکت آل کسا
دستانشان در دستان پسر ام البنین به حق خوبیهایشان
آمین
آفرین گرامی و عزیز، از ته دلم آرزو می کنم که دیگه هیچ یلدایی با طعم تلخ دوری از عزیزانت همراه نباشه.
از خدای مهربون میخوام این فصل رو برات فصل برکت و آرامش و سلامت قرار بده.
از ته ته دلم آرزو می کنم همه اونایی که دوستشون داری و خودت، عمری با عزت و با برکت داشته باشن.
الهی که خونه ی دلت روشن باشه و گرم در این سرمای دی ماهی.
الهی که روزهای زندگیت سفید باشه و روشن، مثل روزهای برفی.
خیلی خیلی خیلی برات آرزوهای خوب می کنم و الهی که همه فرشته ها با هم بگن آمین!
روح برادر عزیز هم شاد باشه و در پناه آغوش خدا در آرامش.
آمین آمین آمین


عزیزم آفرین مهربوونم یلدات مبارک
خدابرادروپدرعزیزتورحمت کنه ایشالادرکنارهمسروبچه هاسالهای سال یک یلدای شاذداشته باشی
ممنونم
الهی بمیرم برای دلت آفرین... خدا صبر بده فقط.... می دونم سخته...
خدا نکنه. فقط برام صبر بخواین!
نمیدونم چرا با خوندن این پستت گریه ام گرفت
خداوند رحمتشون کنه
خدا رفتگانش ما رو هم بیامرزه!
خودم تو اتاق بیصدا فریادها زدم که کسی بو نبره
خدا به شما صبر بدهد 9 سال پیش دقیقا در ماه دی من هم تجربه مشابه شما را داشتم برادر عزیزتر از جانم در یک تصادف به رحمت خدا رفت و ما را همیشه داغدار خودش کرد این داغ ابدی است اما سرگمی دنیا گاهی آن را کمرنگ می کند او رفت و خنده از ته دل خانواده ما را با خود برد بعد از او دیگر خانواده ما آن خانواده شاد سابق نشد خدا همه رفتگان را رحمت کند
دقیقا سخن از زبان می گویی. خدا صبرمون بده و روح تمام عزیزان به آرامش رسیده رو در جوار خودش مسکن بده.
خدا رحمتشون کنه.. روحشون در آرامش ابدی باشه
آمین
ای وای از بیقراری های دل. خدا آرامش قلبت رو بیشتر کنه آفرین عزیزم.
آمین
خدا رحمتشون کنه!
امان از دل بیتاب
امان از دل بیقرار
خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه.
خدا بیامرزدشون و به شما هم صبر و آرماش بده آفرین جان.
آمین
خدا رحمتشون کنه....شما خیلی صبوری...خدا بهتون اجر بده و صبر مضاعف و آرامش
آمین
امیدوارم روزهای آتی برایت لبخند و شادی به ارمغان داشته باشد
آمین و برای شما نیز چنین باشد.
انشاله که دیگه هیچ وقت این بی قراریو حس نکنی
آمین
خدا رحمتشان کند رفتم پستای پارسال این موقع را خوندم خیلی دلم گرفت انشا...غم اخرتون باشه
ممنون!