بوی قرمه سبزی کم کم دارد فضای خانه را پر می کند.
چند روز است که همسر هوس کرده و تا امروز پختنش را به تعویق انداخته ام.
قرمه سبزی از آن غذاهاییست که باید برایش وقت گذاشت. باعشق پخته و اهل خانه را به بوی زندگی میهمان کرد.
باید سحرخیز بود...
پی نوشت: این روزها هر روز تا 8 می خوابم. امروز هم محض انجام کاری اداری سحرخیز شده ام.
گوشتان را بیاورید جلو: برای همین خواب های طولانی تابستان است که مهرم آرزوست!
من اما 8 صبح برام سحر خیزیه
اما خیلی دوست دارم یه دلیلی باعث بشه صبح زود پاشم
تابستون خواب منو به هم می ریزه!
اصلا دوست دارم تابستونم برم سرکار!
جای من خالی... وای قورمه سبزی خیلی خوشمزه است
جای شما سبز!
به به
قورمه سبزی.موافقم.منم همین نظرو دارم.باید از روی وقت وحوصله آماده کردش.
مم دوست ندارم خیلی بخوابم اما الان از بیکاری، با پسرم میخوابیم اونم خیلی نه کم.
من این کرختی و رکود رو دوست ندارم
بسی خوشحالم بخاطر روحیه ای که پیدا کردین... حتی بخاطر بوی قورمه سبزی که توی خونه ت راه افتاده..
این خوابهای صبح تابستانی بدجوریه.درحالیکه از خوابیدن ناراحتی لامصب هر کاری میکنی نمیتونی از رختخواب دل بکنی! مبتلا شدم منم آفرین جون..
تمام لذت تابستون به صبح های زوده.
بعد من دلم میخواد صبح زود تو خنکای هوا برم پارک پیاده روی اما جون روز رو می گیرم و وقتی هوا گرم میشه، پیاده روی صفا نداره.