من آفرین!
اینجا خانه!
همسر و بچه ها در مدرسه...
تعجب نکنید!
شیفت عصر نیستم. در مرخصی به سر نمی برم. فقط تعطیلم. آن هم وسط هفته...
هیچ چیز نمی تواند لذت بخش تر از آن باشد که روز وسط هفته ات تعطیل و وقتت فقط و فقط برای خودت باشد و بس!
و امروز اولین روزی است که این نوع تعطیلی را تجربه می کنم. تقلیل ساعات کاری! با داشتن 20 سال سابقه آموزشی به داشتن این مهم نائل شده و از آن لذت می برم.
حیف همسر در مدرسه است. ناگفته نماند هماهنگ کرده و هر دو روز دوشنبه را انتخاب کرده ایم اما امروز همسر به خواست مدیر به مدرسه رفت.
همیشه خاطره اولین ها در ذهنت پررنگ ترند و این هم یکی از اولین هاست.
پی نوشت: لطفا بازنشسته های عزیز پز ندهند. به وقتش حکم بازنشستگی را هم به دست خواهم آورد. به قول پدرم گنجشک هر چه جیک جیک کند، انجیر به موقعش می رسد. امیدوارم تا آن موقع زنده باشم و در نهایتت صحت و سلامت درباره آن هم بنویسم. فعلا همین یک روز تعطیلی بیشتر را عشق است و بس!